تبلیغات
حسابداری و کامپیوتر - ناهنجاری مالی در سیستم بانكی

حسابداری و کامپیوتر
 

در روزهای اخیر به‌ هر سو که می‌نگریم صحبت از سیستم بانکی است و استفاده از منابع بانک‌ها بدور از آداب ویژه بانکی. آنچه رویداد را جالب‌تر می‌نماید پاداش خواهی‌های تسهیل‌کنندگان راه چنین بهره‌برداری غیرمرسوم از منابعی است که سیستم بانکی به‌عنوان امین باید آن را مبتنی بر رابطه وکیل- موکل در قالب عقود و معاملات اسلامی به مصارف گوناگون معین (و البته نه مصرف تامین خواسته‌های خواص) رسانده و سود حاصل را بین سپرده‌گذاران تقسیم نماید.

نویسنده همیشه باور ژرف داشته که بانک مرکزی به‌عنوان مرجع پولی هر کشور مقتدرانه باید بتواند نظارت آهنین بر رویکرد بانکی داشته باشد و درست به همین دلیل است به محض آنکه بحران بانک BCCI بروز می‌نماید در سوئیس و از شهری به نام بال (Basel) که در قرن شانزده جوردانو برونو را در آن به اتهام جادوگری به آتش کشیدند به نام مقررات بال بیرون می‌آید تا کنترلی بر شیوه‌های عمل صنعت بانکداری اعمال کند. زیرا كه با این رشته از فعالیت اساسا نمی‌توان شوخی کرد.

در این راستا بانک مرکزی باید بتواند دیدگاه‌های خود را در زمینه‌های حاکمیت شرکتی، نظام کنترل داخلی یک پارچه و کمیته حسابرسی و حسابرس داخلی ارزش‌افزا اشاعه و استقرار دهد. بی‌تردید به‌قول بزرگمهر همه چیز را همگان دانند و بی‌تردید در این کار هم باید از توانایی‌های علمی و عملی سازمان‌های مردم نهادی چون جامعه حسابداران رسمی ایران، انجمن حسابداران خبره ایران، انجمن حسابداری ایران بهره‌برداری کرد، اما ظاهرا به دلیل آنکه این نهادها خصوصی است مراوده با آنان برای مناسب‌سازی رویکرد نظارت بر عملیات بانکی دور از شان تلقی می‌شود.

ظاهرا ناهنجاری مالی با استفاده از ابزاری به نام اعتبار اسنادی داخلی مصوب شورای پول و اعتبار انجام شده و می‌بینیم که با توجه به آگاهی از این اقدام غیر ملی از چند ماه قبل به ناگاه اعضایی از شورای پول و اعتبار جای خود را به کسان دیگری می‌دهند و در همین نحوه عمل بانک مرکزی نیز، تلاش خود را صرف تعیین کمیته‌ای برای انتخاب حسابرسان بانکی می‌کند و بدون اخذ نظرات، اجرای آن را الزامی می‌نماید.

‌ای کاش بانک مرکزی با همکاری این نوع نهادها که بشدت و بدون هرگونه پاداش خواهی خواستار تقدیم توانایی‌های خود هستند به ایجاد اکوسیستم مناسب مالی دست می‌یازید.

در همین راستا می‌بینیم بانکی که در قالب عملیات آن چنین عملی توانسته خود را متظاهر کند، به‌عنوان حق الکشف این ویروس مالی که از سوی خودش پراکنده شده پاداش می‌طلبد.

و باز هم در همین شیوه می‌بینم بزرگوارانی می‌فرمایند که هفت بانک مبتلا به چنین ویروسی شده اند که 6 تای آنها را نام می‌برند و یک بانک را هم فاقد اهمیت تلقی می‌کند و این در حالی است که اساسا تمام جوانب این پدیده مورد بررسی قرار نگرفته است و متاسفانه این گونه اقدامات به دور از خرد مالی و بانکداری موجب می‌گردد که تسهیل‌كننده اطمینان به‌عنوان مرتبط کننده سپرده‌گذار و بانک به كلی نابود شود و اطمینان به‌عنوان یک نوع سرمایه غیرقابل احصا به پرواز درآید بدون آنکه بدانیم این مرغ ز جایی که برخاست مشکل نشیند.

به‌عنوان یک شهروند از تمام بزرگواران این صحنه مالی تقاضا دارم به فکر سیستم بانکی و مالی میهن باشند و اجازه دهند موضوع در فضایی مناسب و با آرامش مورد بررسی قرار گیرد تا برای آن تمهیدات و تدابیر مناسب اتخاذ شود.

در اینجا ذکر این نکته را هم ضروری می‌دانم که به‌عنوان حسابدار دائم صحبت از رویدادهایی مانند انرون، پارملات و مدوف می‌نماییم و از هیبت آنها می‌لرزیم؛ در حالی که به‌قول معروف آنچه خود داشت ز بیگانه تقاضا می‌نماییم. وظیفه مراجع حرفه‌ای و حسابداران است که این سندروم را مورد تشریح و تجزیه و تحلیل قرار داده تا بعدا بتوانند آن را به شکل یک رویداد عبرت انگیز برای آیندگان بیان کنند. خدایا کشور و ملت ما را از چنین اقدامات سهمگین محافظت بفرما. آمین.



منبع : یادداشت درج شده در دنیای اقتصاد مورخ سه شنبه 5 مهرماه 1390



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 مهر 1390 توسط مسعود میرزالو
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک